نقش امام جعفر صادق (ع) در تقریب بین مسلمانان و جلوگیری از تفرقه و انشعاب بسیار حائز اهمیت است. ایشان در طول زندگانی خود با انواع فرقه‌های انحرافی مواجه بود و برای حفظ اسلام، به مبارزه با آنها پرداخت.

 

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه باشگاه خبری فارس «توانا»، پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) این ائمه معصومین بودند که در حفظ و وحدت اسلام کوشیدند و با چشم‌پوشی از حقوق شخصی خود مانع از خدشه‌دار شدن اتحاد و اتفاق امت شدند.

* جهاد فرهنگی امام صادق(ع) برای وحدت هر چه بیشتر جهان اسلام

در عصر امام صادق علیه‏السلام که عباسیان به بهاى خون علویان و فاطمیان و هواداران آن‌ها بر کرسى خلافت دست یافته و همانند اسلاف امویشان براى تحکیم پایه‏هاى سلطه، باز خون مى‏ریختند و به همین هدف مى‏خواستند مردم را به نوعى مشغول کنند، لذا بازار مکتب‌هاى گوناگون فقهى، کلامى و فلسفى و حتى الحادى را رواج مى‏دادند و هر کس با گرد آوردن عده‏اى در اطراف خود با اندک مایه‏اى، مذهبى مى‏ساخت و پیروانى به دنبال خود مى‏کشید، امام به جهاد فرهنگى پرداخت و در حد توان جلو اختلافات بیشتر و براندازه‏تر را گرفت.

* مبارزه امام با نحله‌های عقیدتی و سیاسی در جهت تقریب جهان اسلام

امام صادق علیه‌السلام با انواع نحله‌های عقیدتی و سیاسی به مبارزه پرداخت، از جمله فرقه «معتزله» که در ادامه به مناظره امام صادق علیه السلام با عمروبن عبید سخنگوی معتزله می پردازیم:
عمروبن عبید چنین آغاز سخن مى‏کند: مردم شام، خلیفه را کشته‏اند و خداوند جمعیت ایشان را درهم ریخته و پراکنده‏شان فرموده است و ما اندیشیدیم و مردى را جستیم که داراى مردانگى، عقل و دین است و براى خلافت و رهبرى مناسب و شایسته. و او محمّدبن عبدالله‏ بن حسن است. ما در اطراف او گرد آمده‏ایم و مى‏خواهیم با او بیعت کنیم و آن گاه هدفمان را آشکار سازیم و دست به انقلاب زنیم و مردم را به پیروى او فراخوانیم.

 

امام جعفر صادق (ع)؛ پرچمدار تقريب مذاهب اسلامي


هر کس پذیرفت و با ما شد چه بهتر و هر که نه بر ما و نه با ما بود ما را کارى با او نیست ولى کسانى که در برابر ما بایستند و به مخالفت با ما برخیزند با آنان پیکار خواهیم کرد، ما خواستیم این مطلب را اول بار با شما در میان بگذاریم چون شما پیروان فراوانى دارید و داراى فضیلت و ارزش هستید و ما از مشورت با شما و نظر صائبتان بى‏نیاز نیستیم».
پس از پایان سخنان نماینده جماعت معتزله، امام صادق علیه‏السلام خطاب به حاضران چنین فرمود «آیا همه شما با اظهارات عمروبن عبید موافق هستید؟» و پس از آنکه پاسخ شنید، آرى! به حمد و ثناى خداوند و سلام و درود بر پیامبر اکرم، پرداخت و چنین فرمود «ما اهل بیت پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله موقعى که خداوند معصیت شود، به خشم مى‏آییم و وقتى مردم از او اطاعت کنند و فرمان ببرند، راضى و خشنود مى‏گردیم.
اى عمرو! به من بگو اگر مسلمانان، حق حاکمیت و رشته زمامدارى را به تو واگذارند و تو بدون زحمت و جنگ، زمام امور را به دست گیرى و به تو گفته شود آن را به هر که مى‏خواهى واگذار کن آن را به چه کسى تحویل مى‏دهى؟»
عمروبن عبید گفت: آن را به شور مى‏گذارم تا مسلمانان پس از رایزنى، فردى را از میان خود برگزینند.
امام صادق علیه‏السلام فرمود: «آیا با همه مسلمانان اعم از فقها و دانشمندان و صلحا و نیکان و قریش و جز ایشان به رایزنى مى‏پردازى؟» عمرو پاسخ داد «آرى با همه مسلمین به شور مى‏نشینم و میان عرب و عجم فرقى نمى‏گذارم».
امام صادق علیه‏السلام در ادامه سخن چنین فرمود «آیا تو ابوبکر و عمر را تولّى مى‏کنى و یا از عملکرد ایشان تبرّى دارى؟» عمرو در پاسخ گفت «من آن دو را دوست مى‏دارم و عملکردشان را درست مى‏دانم».
امام فرمود «اگر تو از آن دو و عملکردشان تبرّى داشتى مانعى نداشت که مخالف آنان سخن بگویى، ولى پس از آن که آنها را دوست مى‏دارى و به عملکردشان خرسندى چطور برخلاف روش ایشان رفتار مى‏کنى؟! عمر با ابوبکر بیعت کرد بى آن که با مردم مشورت کند.
سپس ابوبکر هم بدون رایزنى با احدى، خلافت را به عمر برگردانید و خلیفه دوم نیز به هنگام مرگ خلافت را میان شش تن به شورا گذاشت و از انصار جز شش نفر قرشى را داخل نکرد و درباره اعضاى شورا هم توصیه‏اى کرد که گمان ندارم تو و دیگر همفکرانت آن را بپذیرید»، عمرو پرسید «او چه کرد؟»
امام صادق فرمود «او صهیب را فرمان داد که سه روز با مردم نماز گزارد و آن شش تن به شور بپردازند و جز پسرش احدى در آن رایزنى شرکت نکند و خودش حق انتخاب شدن نداشته باشد. عمر تأکید کرد که اگر سه روز بگذرد و شورا به نتیجه‏اى نرسد، گردن هر شش نفر زده شود و اگر پیش از سه روز، چهار تن از شش تن وحدت نظر داشته باشند و دو تن دیگر مخالفت کنند گردن آن دو نفر را بزنند. آیا شما با چنین شورایى موافق هستید؟ و آن را درست مى‏دانید؟! معتزلیان همگى یکصدا گفتند، نه ما به چنین شورایى معتقد نیستیم.
در ادامه امام با شیوه ای صحیح و با بیانی منطقی باطل بودن شیوه عملکردی معتزله را به آنها گوشزد کرد و در پایان بیان داشتند «اتّق الله‏ یا عمرو! وانتم ایضاً ایّها الرمط فاتقوا اللّه‏ فان ابى حدثنى وکان خیر اهل الارض واعلمهم بکتاب اللّه‏ وسنّه رسوله ان رسول الله‏ قال من ضرب الناس بسیفه ودعاهم الى نفسه وفى المسلمین من هو اعلم منه فهو ضالّ متکلّف»؛
اى عمرو! از خدا بترس و شما اى جماعت حاضر، از خدا پروا کنید و از کیفر و خشم او بترسید، پدرم که بهترین مردم روى زمین بود و به کتاب خدا و سنت رسول او، داناترین بود به نقل از رسول اکرم، فرمود: هر که شمشیر به روى مردم بکشد و آنان را به سوى خود فراخواند در صورتى که در میان ایشان کسى وجود دارد که از وى داناتر است، چنان کس گمراه و متکلف مى‏باشد.

* اختلافات با روی کار آمدن افرادبی کفایت در جهان اسلام تشدید می‌شود

بنابراین امام صادق در این گفت‌و‌گو روی اصلی‌ترین مسائل اجتماعی انگشت گذاشت و با بیان اینکه عمده‏ترین عامل اختلاف و چندگانگى در هر محیط و جامعه‏اى از آنجا ناشى مى‏شود که فرد و یا افراد بى‏کفایت مدعى مقام و منصبى مى‏شوند و بدون صلاحیت لازم و کارآیى متناسب، قدم جلو مى‏گذارند و در نتیجه خود گمراه مى‏شوند و جامعه‏اى را به دنبال خود تباه مى‏سازند.
در زمینه فقهی و حکمی نیز دستگاه خلافت بنى‏امیه و بنى‌عبّاس سعی کردند با بستن خانه اهل بیت علیهم السلام و با پراکندن احادیث جعلی، مسائل فقهی را به بیراه بکشند و با واگذاری آن به افراد فاقد صلاحیت فتوا، مقاصد خود را پیش برند.

* علمای با اهلیت فتوا، عهده‌دار تقریب جهان اسلام شوند

در این شرایط، امام صادق علیه‌السلام در مقاطع مختلف و آن جا که فرصت مى‏یافت، افرادى را که صلاحیت لازم براى تصدى امرى را نداشتند از اقدام بازمى‏داشت و به موعظه و نصیحت ایشان مى‏پرداخت و بیان می‌فرمود. در زمینه فتوا و بیان حکم خدا و راه رسیدن به این که لازمه آن نیز همانند هر منصب و مقام، صلاحیت و شایستگى است و بدون تردید با نبودن علم و دانش و با فقدان شرایط افتا و اجتهاد و قدرت استنباط نمى‏توان متصدى آن شد.
از آن جمله مى‏توان به برخورد امام جعفر صادق علیه‏السلام با ابوحنیفه پدیدآورنده مذهب فقهى حنفى اشاره کرد که نکات آموزنده و تکان‏دهنده‏اى را در بردارد، مورّخان و دانشمندان مسلمان همچون کمال‏الدین محمدبن موسى دمیرى، عباس قمى، محمدباقر مجلسى، شیخ کلینى و احمدبن على طبرسى و دیگران آن را نقل کرده‏اند.

* وحدت جامعه اسلامی با واگذاری امور به علمای طراز اول رقم می خورد

معلوم مى‏شود، مطرح شدن هر کس و تحت هر شرایط و فتوا و نظر دادن با معیارهاى من عندى و بى‏پایه چه اندازه مى‏تواند، در میان مردم شکاف و فاصله ایجاد کند و صفوف را از هم جدا سازد، ولى به عکس اگر هر کارى به اهلش واگذار شود و دانایان بلکه اعلمان فتوا دهند، وحدت جامعه حفظ و اختلافات کمرنگ خواهد شد.
«ابن شبرمه مى‏گوید؛ همراه ابوحنیفه بر جعفربن محمد وارد شدیم و در معرفى وى به امام گفتم «این مرد، فقیهى از عراق است و حضور شما آمده است».
امام صادق علیه السلام گفت «شاید او همان کس است که در دین به رأى و قیاس مى‏پردازد، آیا او نعمان بن ثابت است؟»
ابن شبرمه گوید،من تا آن زمان اسم کوچک ابوحنیفه را نمى‏دانستم و او را به ابوحنیفه مى‏شناختم.
ابوحنیفه پس از سخن امام صادق علیه السلام، پیشدستى کرد و گفت: «آرى من همانم، نعمان بن ثابت، خداوند زندگى شما را سامان دهد».
امام جعفر صادق علیه‏السلام گفت «اى اباحنیفه! تقوا پیشه کن و دین را با رأى و قیاس، مطرح مساز که نخستین قیاس کننده به هواى خود نظر دهنده، ابلیس بود. آن گاه که گفت، من از آدم بهترم پس با قیاس، راه خطا رفت و گمراه گشت».
آنگاه گفت‌وگوى نسبتاً مفصلى بین امام علیه‏السلام و ابوحنیفه رد و بدل شده و امام در پایان چنین فرمود: «اتقّ اللّه‏ یا عبداللّه‏! و لاتقس الدین برایک فانّا نقف غداً ومن خالفنا بین یدى الله‏ فنقول: قال الله‏ وقال رسول‏الله‏ وتقول انت واصحابک: سمعنا وراینا فیفعل اللّه‏ بنا و بکم ما یشاء»
اى بنده خدا! پروا پیشه کن و از خدا بترس و با رأى و هوى در دین قیاس مکن زیرا روز قیامت ما و مخالفان ما در پیشگاه الهى مى‏ایستیم. ما مى‏گوییم خدا فرمود و رسول خدا گفت و شما و یارانتان مى‏گویند، شنیدیم و رأى و نظر دادیم پس خدا آن گونه که بخواهد با ما و شما رفتار کند.

* کمونیست‌های امروزی، همانند «زنادقه» در عصر امام صادق (ع) هستند

در دوران امروز که ماتریالیست‌ها و کمونیست‌ها و کافران در هر عصری وجود داشتند، در زمان امام جعفر صادق نیز زنادقه فعالیت زیادی را در جامعه انجام می‌دادند تا گسیختگى و آشفتگى فرهنگى و گسترش تباه‏اندیشى را رقم زنند.
امام نیز با مشاهده این جریانات، با برخوردهاى حکیمانه خود به ارشاد مى‏پرداخت و ضمن دفاع از کیان عقیدتى جامعه موحد و خداپرست، آسیب‏زدایى و سازندگى مى‏کرد، زنادقه با این وجود که به روایات اسلامى و نصوص قرآنى، عقیده نداشتند، لیکن با سوء تفسیر هرج و مرج فکرى ایجاد مى‏کردند و از این راه به مقاصد شوم و اهداف نامیمون خود مى‏رسیدند.
عبدالمؤمن انصارى گوید: به امام صادق علیه‏السلام عرض کردم عده‏اى حکایت مى‏کنند که پیامبر اکرم طى روایتى فرمود «اختلاف امّتى رحمه»؛ اختلاف امت من رحمت است.
امام صادق علیه‏السلام: «این روایت، صحیح است».
عبدالمؤمن گفت: «منظور آن است که اگر مردم اتحاد و اتفاق را کنار بگذارند و اختلاف و نزاع نمایند، چنین کارى رحمت است و وقتى اختلاف امت، پسندیده و رحمت باشد در نتیجه، اجتماع و اتفاقشان، عذاب و ضد رحمت خواهد بود و این صحیح به نظر نمى‏رسد».
امام صادق علیه‏السلام فرمود: «معنى روایت چنان نیست که پنداشته‏اند، بلکه منظور از واژه اختلاف، تردّد و آمد و شد است، «فَلَوْلا نَفَرِ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهً لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَالْیَنْذُرُوا قَوْمَهُمْ إذَا رَجَعُوا اِلَیْهِم لَعَلَّهُم یَحْذَرُونَ»؛ «چرا از هر فرقه و جماعتى، گروهى نمى‏کوچند و از شهر و دیارشان بیرون نمى‏آیند تا با آموزش‌هاى لازم، دین را بفهمند و احکام را یاد بگیرند و پس از مراجعت به اوطانشان، به تعلیم و تربیت مردم بپردازند و آنان را هشدار دهند.
بنابراین، مراد رسول خدا از آن روایت، آمد و شد مردم میان بلاد، شهرها و کشورهاست نه اختلاف در دین و نزاع و مخاصمه در آیین و عقیده که دین حق، یکى بیش نیست».
امام صادق علیه‌السلام زمینه موانع یکپارچگى جوامع را در روشن نبودن حق و باطل و وجود ابهام و آمیختگى میان آن دو، همچنین بحث و جدال‌هاى بى‏حاصل که نه تنها به نتیجه نمى‏انجامد، بلکه آثار سوء نیز باقى مى‏گذارد، دانستند.
علامه مجلسى روایت مى‏کند که روزى مردى شامى با برخى شاگردان آن حضرت با تجویز و نظر خاص وى به بحث و سخن نشسته و نتیجه‏اى بسیار خوب و عالى گرفته بودند، امام خطاب به آن مرد شامى فرمود «یا اخا اهل الشام انّ الله‏ اخذ ضغثاً من الحق وضغثاً من الباطل فمغثهما ثم اخرجهما الى الناس ثم بعث انبیاء یفرّقون بینهما فعرّفهما الانبیاء والاوصیاء، فبعث الله‏ الانبیاء لیفرقّوا ذلک…»
اى برادر شامى! خداوند پاره‏اى از حق و باطل را در هم کرده و در اختیار مردم گذاشته سپس پیامبران را برانگیخته تا آنها را از هم جدا کنند. خداوند حق و باطل را بطور کامل براى پیامبران شناسانده است و بعثت انبیاء براى تفریق و جداسازى حق از باطل در آن موارد اشتباه است… و اگر حق و باطل در همه موارد روشن و آشکار مى‏بود، نیازى به بعثت انبیاء نمى‏شد.
در حال حاضر نیز علمای دین به تبعیت از شیوه رسول خاتم (ص) و ائمه معصومین (ع) در راه تقریب مذاهب اسلامی با شیوه‌هایی متقن و مستحکم و با ادله‌های شیوا گام بردارند، چرا که امروز جهان اسلام پس از گذشت یک‌هزار و اندى سال با نحله‏ها و مذهب‌ها و مسلک‏هاى گوناگون مواجه است، مسلمین به همین سبب، با وجود جمعیتى زیاد گرفتار ضعفى آشکار شده‏اند و با داشتن ثروت هاى عمومى در وضعیتى نامطلوب به سر مى‏برند به طورى که این حالت ضعف مورد توجه برخى مصلحان قرار گرفته و به فکر چاره افتاده‏اند.
در گذشته‏اى نه چندان دور «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر تأسیس شد که آثار با برکت آن در مجموعه رساله‌الاسلام به یادگار مانده است و مقالات آن بیانگر حسن نیّت و فراوانى دانش و آگاهى گردانندگان آن است. امروزه در شرایط سخت‏تر و اوضاع بحرانى‏تر مسلمین، در ام‏القراى انقلاب‌هاى اسلامى، مجمع‏ تقریب با همین هدف تأسیس یافته و امید است به نتایج مطلوب دست یابد.
منبع:فارس

Telegram.me/NaeinCity